السيد الطباطبائي
92
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
چيزهايى كه از راه همان حس مفقود درك مىشود ، سخن بگوييم دست به يك نوع تمثيل و تشبيه مى زنيم مثلًا اگر بخواهيم به يك نابيناى مادرزاد از روشنايى و رنگ ، يا به كودكى كه به حد بلوغ نرسيده از لذت عمل جنسى توصيف كنيم ، مقصود خود را با نوعى از مقايسه و تشبيه و آوردن مثل مناسب تأديه مى كنيم ، بنابراين ، اگر فرض كنيم در جهان هستى ، واقعيتهايى وجود دارد كه از ماده و آلايش ماده منزه است ( و واقع امر هم همين است ) و از گروه بشر در هر عصر يك يا چند تن انگشت شمار ، استعداد درك و مشاهده آنها را دارند ، چنين چيزهايى از راه بيان لفظى و تفكر عادى قابل تفهيم و درك نخواهد بود و جز با تمثيل و تشبيه نمى توان به آنها اشاره كرد . خداى متعال در كتاب خود مى فرمايد : ما اين كتاب را از قبيل لفظ ، خواندنى و عربى قرار داديم شايد شما آن را تعقل كنيد و بفهميد و همانا اين كتاب نزد ما در لوح محفوظ كه اصل كتب آسمانى است ، بسى بلند پايه و محكم اساس است ( فهم عادى به آن نمى رسد و در آن رخنه نمى كند 130 ) و نيز مى فرمايد : ( تحقيقا اين كتاب قرآنى است گرامى در كتابى كه از انظار عادى پنهان است ، كسى به آن مس نمى كند مگر پاك شدگان 131 ) . و همچنين در حق پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت وى مى فرمايد : ( خداى متعال مى خواهد از شما اهل بيت هرگونه پليدى را ببرد و شما را پاك گرداند 132 )
--> ( 130 ) سوره زخرف ، آيه 3 و 4 . ( 131 ) سوره واقعه ، آيه 79 . ( 132 ) سوره احزاب ، آيه 33 .